بازشناسي انقلاب اسلامي ايران از منظر آموزه مهدويت
آموزه ظهور منجي، از آموزه هاي مشترک و فراگير اديان آسماني است. ظهور منجي موعود، تحقق بخش آرمان ديرپاي بشري براي زندگي در يک مدينه فاضله است. هر چند چنين آرماني تا کنون محقق نشده؛ ولي مؤمنان در راستاي تعاليم پيامبران خود، همواره چشم به راه آن بوده اند. با وجود آنکه تحقق چنين جامعه اي به طول انجاميده است؛ اما با اين حال اين آموزه از آرمانهاي تغيير نيافته و پايدار انسان در طول قرنها و از مسلمات اعتقادي مشترک اديان مختلف آسمانى بوده است؛ بدان خاطر که پيامبران گذشته در ميان امتهاي خويش از اصلاح اساسى و اجراى عدالت همگانى سخن مي گفتند و وعده ظهور مصلح بزرگ را به پيروان خود ميدادند.
از سوى ديگر انتظار در انديشه عالمان فرهيخته، کيفيتى روحى است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى انسانها براى آنچه انتظار دارند، مى شود و ضد آن يأس و نااميدى است. هر چه انتظار بيشتر باشد، آمادگى نيز بيشتر است. آنچه در اين تعريف نمايان است اين است که انتظار حقيقى سبب تلاش براى تعليم، آمادگى و کوشش هماهنگ در راستاى آرمان «منتظر» است و شايد يکى از علل اين گونه آموزشها اين بوده است که پيروان امام مهدى (ع) بکوشند تا خود را به امامشان نزديک کنند، مانند او بينديشند و در راستاى اهداف او حرکت کنند.
در هر حال، غافل بودن و همه امور را رها کردن و دست روى دست گذاشتن، به معناى غفلت و بى خبرى و بى تفاوتى نسبت به «منتظَر» و اهداف اوست. پس چگونه
مى توان خود را با اين عقيده منتظر دانست؟! ممکن است سبب تأخير در فرج، عدم وجود ياراني باشد که جامعه و دنيا را براي ظهور امام و قيام فراگير وي آماده سازند و پشتيبان و تکيه گاه انقلاب امام تلقي شوند. از اين رو چاره اي جز اقدام و تجهيز وآمادگي و امر به معروف و نهي از منکر به منظور برپايي اقتدار حق بر زمين و حصول فرج امام (عج) نيست.
با مشاهده تاريخ مي فهميم که از صدر اسلام تا کنون، شيعه به عنوان مکتبي انقلابي و تحول آفرين، هيچ گاه ولايت ظالمان را برنتابيده و در برابر سلطه و اقتدار سياسي نامشروع، موضع رد و منفي داشته است. بر همين مبنا وجود آموزه هايي همچون «موعودگرايي»، «انتظار فعال»، «اجتهاد سازنده» و «مرجعيت و ولايت فقيه»، پويايي خاصي به مکتب تشيع بخشيده و اين مذهب را به دکترين پيشرو جهان اسلام مبدل ساخته است.
نقطه شکوفايى و اوج اين تفکر در عصر پيروزى انقلاب اسلامى ايران نمودار گشت. در دوران تاريک و پر از ظلم و فساد رژيم پهلوى و آگاهى افزونتر علما و عموم شيعيان، زمينه براى ظهور و بروز آثار و پيامهاى اصلى «انتظار» فراهم شد و اين رژيم که به سرعت به سمت دين ستيزى، ترويج مفاسد، ارزش زدايى، خفقان، استبداد و... پيش مى رفت، با غفلت از باورهاى عميق و درونى مردم متدين به روحيه ظلم ستيزى، شهادتطلبى و نتايج اصلاح گرايانه آنان توجهى نداشت. در حالي که آحاد مردم، در پشت گرايش ظاهرى به رسوم و عادات غربى به اسلام وفادار بودند و اين پديده خلاف قاعده اى بود که بسيارى از روشنفکران ايرانى و خارجى را بر آن داشت تا تصور کنند گرايشهاى مذهبى رو به افول است. در اين وضعيت زماني، امام خميني (ره) با طرح انديشه حکومت اسلامي در عصر غيبت به «انتظار»، معنا و مفهوم تازه اي بخشيد. ايشان ضمن مقابله با ديدگاههايي که انتظار را «تن دادن به وضع موجود» مي دانستند، فرمودند: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد کوشش کنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا کند و مقدمات ظهور، ان شاء الله تهيه شود.
با توجه به شرايط عمومي انقلابها، ظهور و انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج)، علي رغم اينکه برنامه اي الهي و آسماني است، همچون ساير انقلابها و تحولات تاريخي و اجتماعي، به يک سلسله شرايط و موقعيتهاي عيني و خارجي، محيط مساعد و فضاي عمومي مناسب بستگي دارد که بدون فراهم شدن آن شرايط ، تحقق نمي يابد. لذا بايد مؤمنان به وظايف خود عمل کنند و آماده ظهور آن حضرت بوده و با حرکتهاي انقلابي و اصلاحي خويش عليه فساد و طاغوت و آگاهي و بيداري بشريت، زمينه را براي ظهور منجي آسماني فراهم سازند. تا اينکه اراده خداوند متعال با توجه به اوضاع و شرايط جامعه و مناسب بودن زمينه ها و بسترها و بر اساس نياز جامعه جهاني به ظهور آن حضرت تعلق گرفته و اذن قيام را صادر کند.
در اين راستا انقلاب اسلامي ايران با نارضايتي از وضع موجود، به مقابله با رژيم پهلوي پرداخته و اين انقلاب در اثر تلاشهاي انقلابيون به رهبري امام خميني (ره) نه تنها نظام سلطنتي را برچيد؛ بلکه برپا ساختن يک نظام اجتماعي، اقتصادي و سياسي جديد را بر اساس آموزشهاي دين اسلام بخصوص آموزه انتظار، هدف خود قرار داد. هنگامى که مى گوييم نهضت امام خمينى زمينه ساز انقلاب بزرگ مهدوى است، مقصود اين است که اين نهضت در ادامه و در مراحل گوناگون خود و با تلاش رهبران و حاميان انقلاب و حتي نسلهاى آينده، زمينه ظهور امام مهدى (عج) را فراهم مي کند.
بررسي آرمانها و اهداف انقلاب اسلامي، مبين اين واقعيت است که اين اهداف در راستاي زمينه سازي و تحقق اهداف انقلاب جهاني امام مهدي (عج)، شکل گرفته و تعقيب مي شود؛ انقلاب اسلامي ايران در سال ۱۳۵۷، نه تنها يک انقلاب سياسي جهت ساقط کردن و فروپاشي رژيم پهلوي بود؛ بلکه به منظور استقرار نظام سياسي اسلام و تحقق آموزه هاي متعالي اسلام در عرصه هاي مختلف و بنا نهادن ساختارهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي نوين در چارچوب ارزشها و احکام اسلامي نيز شکل گرفت.
حضرت امام (ره) با وقوف بر رسالت خطير و الهي خود، هدف نهايي انقلاب اسلامي را امري فراتر از تغيير حکومت و مسائل اقتصادي؛ يعني زمينه سازي انقلاب جهاني اسلام و فراهم آوردن مقدمات ظهور منجي عالم بشريت، حضرت ولي عصر (عج) مي دانستند و بر اساس همين اعتقاد، به هدايت و رهبري انقلاب اسلامي و تحولات ناشي از آن پرداختند.
حضرت آيت الله خامنه اي نيز انقلاب ايران را امتداد حرکت انبيا (ع) و مقدمه ظهور امام عصر (عج) مي دانند و مي فرمايند: «انقلاب ما در راه آن هدفى که امام زمان (عج) براى تأمين آن هدف مبعوث مى شود و ظاهر مى شود يک مقدمه لازم و يک گام بزرگ بوده . ما اگر اين گام بزرگ را برنمى داشتيم، يقيناً ظهور ولىعصر (عج) به عقب مى افتاد. شما مردم ايران و شما مادران شهيد داده و پدران داغدار و افرادى که در طول اين مبارزه زحمت کشيديد، بدانيد؛ و شما اى امام بزرگوار امت بدانيد (که بهتر از همه ما مى دانيد) شما موجب پيشرفت حرکت انسانيت به سوى سرمنزل تاريخ و موجب تسريع در ظهور ولى عصر (عج) شديد. شما يک قدم، اين بار را به منزل نزديکتر کرديد. با اين انقلاب که مانع را که همان دستگاه و نظام پليد ظلم در اين گوشه دنيا بود و سرطان بسيار خطرناک و موذى و آزار دهنده اى بود، اين را کنديد و قلع و قمع کرديد.»
همچنين ايشان انقلاب اسلامى را نمونه کوچکى از انقلاب مهدوى مي خوانند و مي فرمايند: «همه خصوصياتى که در ظهور مهدى (عج) هست در يک مقياس کوچک در انقلاب اسلامى ملت ايران هم هست. در آنجا هم مخاطب حضرت بقية الله، همه مردم عالمند؛ يعنى در آن لحظه اى که به خانه کعبه پشت مى دهد و تکيه مى کند و دعوت خود را با صداى بلند فرياد مى کند، صدا مى زند؛ «يا اهل العالم». انقلاب اسلامى ما هم از آغاز اعلام کرد که مخصوص يک ملت و يک قوم و يک کشور نيست. همچنانى که آن بزرگوار با همه قدرتهاى بزرگ جهان ستيزه مى کند و در مى افتد، انقلاب ما هم با دست خالى و فقط با تکيه به نيروى ايمان با همه قدرتهاى عظيم جهانى مقابل شد. همان طورى که ظهور حضرت مهدى هم حسابهاى مادى و معمولى را به هم مى ريزد، انقلاب ما هم همه حسابها را به هم ريخت.»
حکومت امام عصر (عج)، معيار عملى جمهورى اسلامى است. رهبر معظم انقلاب در اين باره نيز تصريح مي کنند: «در نظام اسلامى که مظهر کامل آن، حکومت حضرت
بقية الله (عج) است، فريب و حيله گرى براى جلب آراي مردم، خودش جرم است. استفاده از قدرت براى به دست آوردن پول، يکى از بزرگترين جرايم است. آنجا ياران حضرت مهدى موظفند در سطوح پايين زندگى کنند. نظام اسلامى ما پرتو کوچکى از آن حقيقتى درخشان است. ما هرگز اين ادعا را نکرديم و نمى کنيم؛ اما بايد نشانه اى از او داشته باشيم. در نظام اسلامى، مراکز قدرت و کسانى که دستگاههاى مختلف و مديريتها و امضا ها را در اختيار دارند، بايد به جمع ثروت شخصى براى خود، به عنوان يک گناه نگاه کنند... اگر خداى نکرده چنين چيزى براى ملت ما رواج پيدا کند، يک فاجعه است. اين چيزى است که با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود کاملاً منافات دارد.»
انقلاب اسلامي ايران نقطه عطفي در جريان مهدويت است که با تأثيرات جهاني خويش، نقشي مهم در زمينه سازي براي ظهور و انقلاب مهدوي(عج) ايفا مي کند. در اين راستا مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي را مي توان احياي ارزشها، گسترش بيداري اسلامي، برانگيختن روح حقيقت طلبي و جهاد در راه خدا، ترويج تفکر اسلام سياسي و تقابل آن با ايدئولوژي حاکم بر جهان دانست.
يکي از مهمترين دستاوردهاى نهضت امام خمينى (ره)، زنده کردن روح فداکارى و فرهنگ شهادت بود که از نهضت امام حسين (ع) الهام گرفته است. اين روحيه، قدرت اثرگذارى خود را چه قبل از پيروزى انقلاب، چه بعد از آن، در مبارزه هاى بسيار سختى که استبداد داخلي و استعمار جهانى با اتحاد وسيع خود بر ضد آن انجام دادهاند، نشان داده است. روشن است که زنده شدن اين روحيه عامل بسيار مهمى در زمينه سازى انقلاب مهدوى دارد که همانا نابودى ستم، شرک و آزادى مستضعفان و پايان دادن به حاکميت مستکبران و ستمگران است و اين مأموريت دشوارى است که موفقيت در آن بدون چنين روحيه جهادى استوار ممکن نيست، بويژه آنکه ميدان مبارزه اى که در آن خواهد جنگيد، بسيار گسترده است.
انقلاب اسلامي ايران ثمره جوشش خونهاي عاشورا و رويش شکوفه هاي انتظار است و آموزه مهم و حياتي «عاشورا و انتظار»، تأثير شگرفي در پيروزي انقلاب اسلامي ايران داشتند؛ عاشورا به عنوان الگوي مبارزه با زشتيها، ستمها و انحرافات و انتظار نيز زمينه سازي براي پذيرش رهبري نايب عام امام زمان بوده است. با توجه به تحولات به وجود آمده پس از انقلاب اسلامي، جهان معاصر، آبستن تحولات عظيمي بوده و عصر نويني که انقلاب اسلامي با رهبري امام خميني (ره) آغازگر آن بود، در حقيقت مقدمه اي براي انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) مي باشد. انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره)، هويت مصلح بزرگ را به جهان معرفي نمود و آثار اين امر در زياد شدن پرسشها در ميان مسلمانان و غير مسلمانان از هويت مهدي منتظر (عج) و تلاش براي شناختن و انتظار ظهور او بعد از ديدن دستاوردهاي انقلاب نايبش به خوبي قابل مشاهده است.
انقلاب اسلامي با حرکت خود نه تنها در ايران بلکه در جهان تأثيري عميق در حوزه مهدويت گذاشت. مسئله اي که به نام انتفاضه و مقاومت در فلسطين و لبنان و امروز در تونس مطرح مي شود و يا در ساير کشورها چون مصر در مقابل حاکميت ظالم ايستادگي مي کنند حقيقتي است که تا حد زيادي نشأت گرفته از پيام انقلاب اسلامي ايران است.
مباني حق طلبي و عدالتخواهي، آزادي، تمسک به اسلام و قرآن و حفظ عزت مسلمانان، همه از جمله پيامدهاي گرانقدر انقلاب اسلامي است که ساير ملتها از آنها به عنوان متد و روش مبارزه و هدف نهايي استفاده مي کنند. فضاي آخرالزماني جهان امروز به گونه اي است که بايد انديشه مهدويت را پخته تر و پرداخته تر مطرح کنيم و آن را تبليغ و ترويج کنيم تا مقدمه اي باشد براي تعجيل در ظهور امام عصر (عج).
منبع: رسالت