۱۳:۳۰:۰ ۱۳۹۰/۱۱/۱۸
 
 
اهل بیت ترجمان قرآن

مرحوم شیخ کلینی در اصول کافی بخشی را به مسائل حجت و دلیل‏شیعیان اختصاص داده و در یکی از اخبار آن بخش چنین نقل کرده: 
منصوربن حازم گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: خداوند بالاتراز آن است که به وسیله مخلوقاتش شناخته شود بلکه این‏مخلوقاتند که به وسیله خدا شناخته می‏گردند. 
امام صادق(ع) فرمود: راست گفتی. 
گفتم: کسی که دانست‏برای او پروردگاری است، پس سزاوار است که‏بداند برای آن پروردگار رضا و سخطی است که جز از راه وحی ورسول شناخته نمی‏گردند، پس اگر به کسی وحی نشد سزاوار است که‏دست‏به دامان رسولان خدا شود، پس اگر آنها را ملاقات کرد، خواهددید که آنها حجت هستند و پیروی از ایشان واجب. 
آنگاه به امام صادق(ع) می‏گوید که از مردم در مورد حجت‏بعد ازرسول خدا(ص) پرسیدم. آنها گفتند: قرآن، ولی من به آنها تذکردادم که قرآن بدون سرپرست و قیم کفایت نمی‏کند، چرا که گروههای‏مختلف از جمله مرجئه، قدریه و حتی زنادقه که به قرآن ایمان هم‏ندارند برای سخن خویش به قرآن استدلال می‏کنند و روی همین جهات‏است که گفتم قرآن نیاز به سرپرستی دارد که هرچه در مورد آن‏بفرماید حق باشد و در این میان کسانی چون ابن مسعود و عمر وحذیفه به عنوان سرپرست معرفی شدند اما من سوال کردم که آیاتمام قرآن را می‏دانستند؟ در جواب گفتند: 
خیر، تنها علی بود که آگاه به تمام قرآن بود. من گفتم: پس‏شهادت می‏دهم که علی(ع) قیم و سرپرست قرآن است و پیروی از اوواجب و پس از رسول خدا(ص) حجت‏بر مردم است و آنچه در موردقرآن ابراز عقیده کند حق است. 
امام صادق(ع) پس از شنیدن سخنان او و استدلال زیبا و محکم وی‏او را با گفتن «رحمک الله‏» ستود و دعایش کرد. (۱) 
سخنان جناب‏منصور را ضمیمه کنید به فرمایش حضرت امیرالمومنین که‏می‏فرماید:(ع) «این قرآن جز خطوطی که میان دو جلد نگاشته شده،چیزی نیست، به زبان سخن نمی‏گوید، ناچار باید ترجمانی داشته‏باشد» (۲) 
در همین زمینه یکی از اصحاب امام صادق(ع) می‏گوید: 
شنیدم که امام صادق(ع) می‏فرمود: «نحن ولاه امر الله و خزنه‏علم الله و عیبه وحی الله.» (ما ولی امر «امامت و خلافت‏»خدا و گنجینه علم خدا و صندوق وحی خدائیم) (۳) 
پدر گرامی آن‏حضرت، امام باقر(ع)می‏فرماید: نحن تراجمه وحی الله‏» (مامترجمان وحی خدائیم.) (۴) 
هرچه می‏خواهی در قرآن بجوی 
در قرآن می‏خوانیم: «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل‏شی‏ء...» (۵) 
امام صادق(ع) می‏فرماید: «خداوند در قرآن هرچیزی‏را بیان کرده است، به خدا سوگند آنچه که مورد احتیاج مردم‏بوده را کم نگذارده، تا کسی نگوید اگر فلان مطلب درست‏بود درقرآن نازل می‏شد، آگاه باشید همه نیازمندیهای بشر را خدا در آن‏نازل کرده‏است.» (۶) آری، قرآن کتاب تربیت و آدم سازی است. 
تمام آنچه برای رسیدن به تکامل و قرب الهی لازم است در قرآن‏آمده، باطن قرآن نیز ژرفائی دارد که برای رسیدن بدان علم‏اهل‏بیت لازم دارد و همچنین جزئیات احکام و مطالب مختلف در قرآن‏است که همان علم خاندان وحی را می‏طلبد. 
امام صادق(ع) می‏فرماید: 
«ما من امر یختلف فیه اثنان الا و له اصل فی کتاب الله عزوجل‏و لکن لا تبلغه عقول الرجال‏» (هیچ امری نیست که دو نفر در آن‏اختلاف پیدا کنند مگر آنکه اصل و ضابطه‏ای در قرآن دارد و لیکن‏عقول مردم بدان نمی‏رسد.) (۷) 
در جای دیگر امام فرمود: معنای‏این روایت که «هیچ آیه‏ای از قرآن نیست مگر آنکه ظهر و بطنی‏دارد» 
این است که: ظهر قرآن تنزیل آن و بطن آن تاویلش‏می‏باشد که بخشی از آن سپری گشته و بخش دیگر هنوز نیامده ومانند خورشید جریان دارد، آنچه از تاویل آمده همان گونه که‏شامل مردگان می‏گردد، زندگان را نیز شامل می‏شود و خداوندمی‏فرماید: 
«تاویل آن را جز راسخان در علم نمی‏دانند» و ما از تاویل‏آن آگاهیم. (۸) 
آن امام(ع) همچنین می‏فرماید: من به کتاب خداوندآگاهم و گوئی در کف دستم قرار دارد، در آن خبر آسمان و زمین وخبرهای آینده و کنونی موجود است، خداوند می‏فرماید: «نزلناعلیک الکتاب تبیانا لکل شی‏ء» (۹) 
اقسام ایمان در قرآن 
امام صادق(ع) می‏فرماید: «ایمان‏» در قرآن چهارگونه مطرح گشته‏است: 
۱ اقرار زبانی: 
خداوند می‏فرماید:«یا ایهاالذین آمنوا خذوا حذرکم...» (ای‏کسانی که «ایمان‏» آورده‏اید با کمال دقت مراقب دشمن باشید(تا غافلگیرنشوید) و در دسته‏های متعدد یا به صورت اجتماع،(برای مبارزه) به راه افتید، در میان شما افرادی (منافق) وجوددارند که هم خودشان سست می‏باشند و هم دیگران را به سستی‏می‏کشانند، اگر مصیبتی به شما برسد می‏گویند: خدا به ما نعمت‏داد که با مجاهدان نبودیم تا شاهد صحنه‏های دلخراش گردیم. واگر با خبر شوند که مومنان واقعی پیروز شده‏اند و طبعا به‏غنائمی نیز دست پیدا کرده‏اند، همچون افراد بیگانه‏ای که هیچ‏ارتباطی میان آنها و مومنان نبوده، از روی حسرت می‏گویند: ای‏کاش ما هم با مجاهدان بودیم و سهم بزرگی نصیب ما می‏شد. ) (۱۰) 
امام می‏فرماید: اگر اهل شرق و غرب این سخن را بر زبان جاری‏می‏ساختند از دایره ایمان بیرون می‏رفتند. اما با این حال چون‏اقرار زبانی کرده بودند خداوند آنها را مومن نامیده و به همین‏جهت مومنان دعوت می‏شوند که ایمان آورند: «یا ایهاالذین"آمنوا"، "آمنوا" بالله و رسوله‏» (۱۱) که خداوند به خاطراقرار زبانی آنها را مومن نامیده و به ایشان فرموده ایمان‏آورید یعنی تصدیق هم بنمائید. 
۲ تصدیق قلبی: 
خداوندمی‏فرماید: «الذین "آمنوا" و کانوا یتقون لهم البشری فی‏الحیاه الدنیا و فی الاخره‏» (آنها "اولیای خدا" کسانی هستندکه ایمان آورده و "قلبا تصدیق نمودند" و بطور مداوم تقوا وپرهیزکاری را پیشه خود ساخته‏اند، برای ایشان در زندگی دنیا ودر آخرت بشارت است.) (۱۲) 
و همچنین در آنجا که خداوند از قول‏بنی اسرائیل چنین نقل می‏کند که: «یا موسی لن نومن لک...» (۱۳) یعنی ای موسی ما هرگز به تو ایمان نمی‏آوریم (و تو راقلبا تصدیق نمی‏کنیم) مگر آنکه خدا را (با چشم خود) آشکاراببینیم! و همچنین در آیه «یا ایهاالذین آمنوا» که در قسمت‏اول گذشت.) 
۳ انجام واجبات: 
خداوند می‏فرماید: «و ما کان الله لیضیع ایمانکم...» وقتی‏خداوند قبله پیامبرش را به طرف کعبه تغییر جهت داد، اصحاب‏رسول خدا(ص) گفتند: (وای برما) نمازهایی که به سوی بیت المقدس‏اقامه کردیم باطل گشت! خداوند در پاسخ، آیه فوق را نازل کرد وفرمود: «خداوند ایمان (نمازهای) شما را تباه نخواهدساخت.» (۱۴) 
۴ تایید و حمایت: 
خداوند می‏فرماید: «لا تجدقوما یومنون بالله و...» هیچ قوم و گروهی را که ایمان به خداو روز قیامت دارد نمی‏یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی‏کنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنهاباشند، ایشان کسانی هستند که خدا ایمان (یعنی تایید و حمایت‏خود) را بر لوح و صفحه قلوبشان نوشته و با روحی از جانب خودش‏آنها را تقویت فرموده...» (۱۵) 
اقسام کفر در قرآن 
امام صادق(ع) می‏فرماید: در قرآن «کفر» به پنج معنا وارد شده‏است: 
۱ انکار (که خود بر دوقسم است): 
الف: از روی نادانی: 
خداوند می‏فرماید: آنها (کفار نادان) گفتند: 
چیزی جز همین زندگانی ما در دنیا چیز دیگری نیست، گروهی از مامی‏میرند و گروهی زنده می‏شوند (و به دنیا می‏آیند و جای آنها رامی‏گیرند) و چیزی جز گذشت زمان ما را هلاک نمی‏کند. «و مایهلکناالا الدهر» در حالی که آنها (کفار نادان) به این سخن خود (که‏معادی وجود ندارد) یقین نداشته و تنها گمانی بی اساس دارند. 
«و مالهم بذلک من علم ان هم الا یظنون‏» (۱۶) و همچنین آنجا که‏خداوند می‏فرماید: آنهای که (از روی نادانی) کافرگشتند برای‏آنها تفاوت نمی‏کند که آیا مرا از عذاب خدا بترسانی یا نترسانی‏ایمان نخواهند آورد. (۱۷) 
ب از روی آگاهی 
خداوند می فرماید: 
هنگامی که از طرف خداوند کتابی (قرآن) به آنها (یهود) رسید که‏موافق نشانه‏هایی بود که با خود داشتند، با اینکه پیش از این‏جریان، خود را به ظهور پیامبر اسلام(ص) دلگرم می‏کردند و امیدپیروزی بر دشمنان خود را داشتند، اما با ظهور وی (همه چیز رافراموش کردند و با آگاهی) به او (حضرت محمد«ص‏») کافر گشتند. (۱۸) 
آری، چنین است که هوا پرستی سبب می‏گردد تا ا نسانی که‏سالها در پی حقیقت‏بوده، از درک آن باز بماند و جالب است که‏در زمان ما نیز عده‏ای که پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی دم‏از ارزشها می‏زدند اکنون وازده و جامعه غرب را به رخ جامعه‏اسلامی ما می‏کشند و از اینکه بوی ادکلن آنها ما را مست نکرده وهمچنان بر اصول خویش پا برجا مانده‏ایم تاسف می‏خورند وغضبناکند و اینجاست که باید همان سخن ارزشمند شهید دین وسیاست آیه‏الله دکتر بهشتی را گفت که خطاب به ارباب آنهافرمود: «به امریکا بگوئید از ما عصبانی باش و از این عصبانیت‏بمیر.» «موتوا بغیظکم‏» (۱۹) 
۲ بیزاری: 
خداوند از قول حضرت ابراهیم(ع) چنین نقل می‏کند: 
شما غیر از خدا برای خود بتهایی انتخاب کرده‏اید که در زندگی‏دنیا وسیله محبت و دوستی میان شما گردند، اما بدانید روزقیامت این رشته علاقه و محبت گسسته گشته و هریک از شما ازدیگری بیزاری می‏جوید «یکفر بعضکم ببعض‏» و یکدیگر را لعن ونفرین می‏کنند... (۲۰) 
۳ ترک فرمان خدا: 
خداوند می‏فرماید: بر ذمه عموم مردم است که آهنگ خانه او کنند،آنها که توانائی رفتن به سوی آن را دارند، حج‏برکسانی که‏مستطیع باشند واجب است) و هرکس کفر ورزد (و فرمان خدا را ترک‏گوید و حج‏بجای نیاورد، تنها به خویشتن ضرر زده، چرا که)خداوند از همه جهانیان بی نیاز است. (۲۱) 
۴ کفران نعمت: 
خداوند از قول سلیمان چنین نقل می‏کند: «و هرکس خدای را شکرگذارد، به سود خویش شکر کرده و هرکس کفر ورزد (و کفران‏نعمتهای خدا نماید، فقط به خویش خسارت وارد کرده، چرا که)پروردگار من بی نیاز و کریم است. (۲۲) 
رنگ خدایی 
خداوند می‏فرماید: رنگ خدائی بپذیرید، و چه رنگی از رنگ خدایی‏بهتر؟! «صبغه الله و من احسن من الله صبغه‏» (۲۳) 
امام‏صادق(ع) فرمودند: مراد از «رنگ خدایی‏» اسلام است. (۲۴) 
آری،اگر مبانی و تعالیم آسمانی اسلام برای نسل جوان تبیین گرددآنان را شیفته خود کرده و روی از مکاتب ساخته دست‏بشر وبرآمده از هوا و هوسهایش رهایی می‏یابند و اثر جلوه گریهای‏سراب گونه و سم کشنده فرهنگ فاسد غرب در قالب خط و خال خوشرنگ‏از بین خواهد رفت. 
معنای خشم و غضب خدا 
خداوند (پس از بیان جنایات فرعون و پیروانش و مغالطه کاریهای‏آنها در برابر حضرت موسی(ع) و عدم پذیرش ارشادات و مواعظ آن‏حضرت) می‏فرماید: پس آن هنگام که ما را به خشم آورند، از ایشان‏انتقام گرفتیم و همه را غرق نمودیم. «فلما آسفونا انتقمنامنهم فاغرقنا هم اجمعین) (۲۵) 
امام صادق(ع) می‏فرماید: خداوندمانند ما (انسانها) به خشم در نمی‏آید بلکه برای خود، اولیا ودوستانی دارد که آنها خشمگین و یا راضی می‏گردند، و خداوندرضای آنها را رضای خود و خشم آنان را خشم خویش قرار داده، چراکه آنان را راهنمای به سوی خود محسوب داشته و فرموده است: 
هرکس به دوست من اهانت کند، با من به جنگ برخاسته و مرا به‏جنگ دعوت کرده است و همچنین خداوند فرموده است: کسی که ازپیامبر(ص) پیروی کند خدا را پیروی کرده است. «من یطع الرسول‏فقد اطاع الله‏» (۲۶) همچنین فرموده است: کسانی که با تو بیعت‏می‏کنند، در حقیقت‏با خدا بیعت نموده‏اند «ان الذین یبایعونک‏انما یبایعون الله‏» (۲۷) 
چرا دعاهای ما مستجاب نمی‏شود؟ 
خداوند می‏فرماید: ای رسول ما هنگامی که بندگانم از تو در باره‏من سوال کنند بگو که من نزدیکم. دعای دعا کننده را آن هنگام‏که مرا می‏خواند اجابت می‏کنم. پس آنها باید دعوت مرا بپذیرند وبه من ایمان بیاورند تا به سعادت راه یابند. (۲۸) مردی نزدامام صادق(ع) آمد و همین آیه را مطرح نمود و گفت: من خدا رامی‏خوانم ولی دعایم به اجابت نمی‏رسد. چرا؟ 
امام فرمود: زیرا شما به عهد و پیمان خدا وفا دار نیستید،خداوند می‏فرماید: به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم. 
«اوفوا بعهدی اوف بعهدکم.» (۲۹) آنگاه چنین ادامه دادند: به‏خدا سوگند اگر شما به پیمان تان با خدا وفا دار باشید (وفرامین او را اطاعت و نواهی او را ترک گوئید) خدا به پیمان‏خود با شما وفا می‏کند (و دعاهایتان را مستجاب و بهشت رانصیبتان می‏گرداند.) (۳۰) 
کمترین اهانت‏به پدر و مادر، ممنوع! 
خداوند می‏فرماید: پروردگارت فرمان داده جز او راپرستش مکنید و به پدر و مادر احسان و نیکی نمائید، هرگاه یکی‏از آنها، یا هردو ایشان، نزد تو به سن پیری برسند، به آنها«اف‏» مگو. (کلمه اهانت‏آمیز به زبان نیاور) «فلا تقل‏لهمااف‏» و بر سر آنها فریاد مزن و گفتار کریمانه (لطیف وسنجیده) نثارشان گردان. امام صادق(ع) می‏فرماید: اگر چیزی کمتراز «اف‏» وجود داشت، خدا از آن نهی می‏کرد و این (کلمه اف) حداقل مخالفت و بی احترامی نسبت‏به پدر و مادر می‏باشد... (۳۱) 
بهره هرکس از قرآن، به اندازه خویش 
امام صادق(ع) می‏فرماید: 
معارف قرآن ۴ دسته‏اند: عبارت، اشارت، لطائف و حقائق. 
آری، قرآن ظاهری دارد و باطنی. 
دسترسی به ظاهر قرآن برای کسانی که با لغت عرب آشنایی دارندمیسور است. اما از این مرحله که بگذریم یعنی اشارات و لطائف وحقائق قرآن در شعاع فکری هرکسی نمی‏باشد و تنها عده‏ای مخصوص ازآنها بهره می‏برند. 
هشدار به مدعیان دانش قرآن 
امام صادق(ع) می‏فرماید: 
بدانید! خدای رحمتتان کناد! هرگاه کسی از کتاب خدا، ناسخ ومنسوخ، خاص و عام، محکم و متشابه، اسباب نزول،... آشکار وعمیق، ظاهر و باطن، ابتدا و انتها،... قطع و وصل،... و سیاق‏کلام و... نداند آگاه به قرآن و اهل آن نیست و اگر کسی چنین‏ادعایی (بدون دلیل) کرد، دروغگو و اهل افترا و تهمت‏بر خدا ورسولش می‏باشد و جایگاه وی جهنم خواهد بود و بد سرانجامی‏است. (۳۲) 
___________________________________
۱ اصول کافی، ج ۱، ص ۱۶۸، حدیث
۲ دارالکتب الاسلامیه تهران. 
۲ نهج البلاغه خطبه ۱۲۵. 
۳ اصول کافی، ج ۱، ص ۱۹۲، حدیث ۱. 
۴ همان، حدیث‏۳. 
۵ نحل، آیه‏۸۹. 
۶ تفسیر نور الثقلین، ج‏۳، ص ۷۴۰. 
۷ همان، ج‏۳، ص ۷۵. 
۸ بصائرالدرجات، ص‏۲۱۶. 
۹ اصول کافی، ج ۱، ص‏۲۲۹. 
۱۰ نساء، ۷۱ تا۷۳. 
۱۱ همان، آیه‏۱۳۶. 
۱۲ یونس، آیات‏۶۳ و ۶۴. 
۱۳ بقره، آیه ۵۵. 
۱۴ همان، آیه‏۱۴۳. 
۱۵ مجادله، آیه ۲۲. تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۰، چاپ نجف. 
۱۶ جاثیه، آیه ۲۴. 
۱۷ بقره، آیه‏۶. 
۱۸ همان، آیه‏۸۹. 
۱۹ آل عمران، آیه‏۱۱۹. 
۲۰ عنکبوت، آیه ۲۵. 
۲۱ آل عمران، آیه‏۹۷. 
۲۲ نمل، آیه ۴۰ و تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۲، چاپ نجف. 
۲۳ بقره، آیه ۱۳۸. 
۲۴ تفسیر قمی، ج ۱، ص ۶۲. 
۲۵ زخرف، آیه ۵۵. 
۲۶ نساء، آیه ۸۰. 
۲۷ فتح، آیه ۱۰ و توحید صدوق، ص ۱۶۸. 
۲۸ بقره، آیه‏۱۸۶. 
۲۹ همان، آیه ۴۰. 
۳۰ تفسیر قمی، ج ۱، ص‏۴۶. 
۳۱ جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۵۸. 
۳۲ همان، ج‏۹۳، ص ۲ و۳. 
 
     
 
نظرات شما
 
 
 
     
 
ارسال نظر