بلندگوهای تبليغاتی دشمن
امروز هم دستگاههاى تبليغاتى دشمن و جبههى دشمن نظام اسلامى با انواع و اقسام وسايل تبليغاتى سعى مىكند اسلام سياسى و اسلام عدالتخواه و اسلام اجتماعى را به عنوان چهرهاى خشن در دنيا معرفى كند و مردم را به اسلام منزوى، اسلام تسليمطلبانه و اسلامى كه در مقابل متجاوز و ظالم و زورگو هيچ عكسالعملى از خود نشان نمىدهد، سوق دهد. امام اين را شكست و اين انگارهى دروغين از اسلام را باطل كرد و اسلام ناب را مطرح نمود. اسلام نابى كه امام مطرح كرد، يعنى ضد اسلام متحجر و خرافى و همچنين ضداسلام رنگ باخته در مقابل مكاتب بيگانه و التقاطى. هم آن روز، هم در طول سالهاى مبارزه براى تشكيل نظام اسلامى، و هم تا امروز، اين يكى از نقاطى است كه جبههى دشمن اسلام روى آن تأكيد مىكند: سياست را از معنويت جدا كردن؛ يعنى اگر كسى مىخواهد مسلمان باشد، بايد سر خود بگيرد و گوشهاى بنشيند و به اينكه دشمن چه مىكند، متجاوز چه مىكند، اشغالگر چه مىكند، كارى نداشته باشد. امروز هم اين را تبليغ مىكنند. امروز نظام جمهورى اسلامى - كه يك نظام دينى است و قواعد و اصول و پايههاى ارزشى آن از دين سرچشمه مىگيرد - يك نظام مردمسالار به تمام معناست و در هيچيك از كشورهاى اسلامى، مردمسالارى به شكل وسيعى كه در جمهورى اسلامى هست، وجود ندارد. البته اين حقيقت براى جبههى دشمنان تلخ است. آنها حاضر نيستند ببينند در مقابل چشمشان پرچم دين و دمكراسى روى يك علم برافراشته مىشود. سعى آنها اين است كه بين مردمسالارى و دين فاصله ايجاد كنند؛ لذا واقعيت نظام جمهورى اسلامى رنجشان مىدهد. براى اينكه بتوانند افكار عمومى دنيا را از اين حقيقت درخشان منحرف كنند، با وسايل تبليغاتى و ابزارها و عمال تبليغاتى خود، ملت ايران را به دمكراسى دعوت مىكنند! اين يكى از طنزهاى بزرگ امروز ما و اين نقطهى تاريخ است. همان كسانىكه نظام طاغوتى شاه، نظام استبدادى دوران پهلوى، كودتاهاى نظامى و نظامهاى هيچ از دمكراسى نفهميده و نشناخته را مورد قبول و تصديق قرار مىدهند، نظام جمهورى اسلامى را كه در طول بيستوچهار سال عمرش، بيست و چند انتخابات در آن برگزار شده و از رهبرى تا رياست جمهورى تا نمايندگان مجلس و اركان نظام آن، با واسطه و بىواسطه، به انتخاب مردم سر كار مىآيند و مردم آنها را مىشناسند و مىپسندند و انتخاب مىكنند، به دمكراسى و مردم سالارى دعوت مىكنند! اين در حالى است كه مردمسالارى و ميل مردم به شركت در انتخاب مسؤولان، مثل كشور ما، در خود امريكا - كه دشمنان ما و قدرتهاى گزافهگوى امريكايى، از پشت بلندگوهاى خود، ملت ما و ما را مخاطب قرار مىدهند - وجود ندارد. رئيسجمهور امروز امريكا برخلاف قواعد مردمسالارى كشورش سر كار آمده است؛ اين را همه مىدانند. آنها با نظامهاى استبدادى كنار مىآيند، چون تسليم هستند؛ با نظامهايى كه بر اثر كودتا بهوجود آمدهاند، كنار مىآيند، چون مطيع هستند؛ اما نظام اسلامى را چون معتقد به استقلال و متكى بر ارزشهاى خود است و حاضر نيست سلطهى آنها را بپذيرد، مورد انتقاد قرار مىدهند و به آن، تهمت استبداد و ديكتاتورى مىزنند، كه مناسب خودشان است. دستگاههاى تبليغاتى دشمن - كه متأسفانه در داخل كشور گاهى شعبههايى هم پيدا مىكنند - تبليغ مىكنند كه بين مسؤولان دعوا و اختلاف است. خود و دوستان خود را به اين دلخوش مىكنند كه اين اختلاف موجب مىشود تا از دشمن غافل شوند.
بيانات در چهاردهمين سالگرد رحلت بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى(ره) 14/03/1382
هم دستگاههاى دولتى - قوهى مجريه - هم قوهى قضاييه و هم مجلس بايد به وظايف خود بيشتر توجه كنند. مسؤوليت رهبرى در قبال مردم اين است كه مسؤولان قواى سهگانه را به وظايف حقيقى خود توجه دهد و اگر يك وقت خواستند حركتى بكنند كه به انحراف نظام و كشور منتهى مىشود، به آنها هشدار و تذكر دهد. مسؤوليت امور جارى كشور به عهدهى دستگاههاى ذىربط است - دولت، قوهى قضاييه و مجلس - اما مسؤوليت رهبرى فراتر از اينهاست؛ مسؤوليت بسيار سنگينى هم هست. آنجايى كه مسؤولان و مديران قوهى مجريه، قوهى قضاييه و نمايندگان مجلس شوراى اسلامى بخواهند حركتى را شروع كنند كه با اهداف نظام اسلامى معارض است، رهبرى بايد در مقابل آنها سد شود و به فضل الهى خواهد شد. اينكه بوقهاى تبليغاتى استكبارى عليه رهبرى بسيج شوند و بعضى از عوامل داخلى از روى غفلت يا خداى نخواسته از روى آگاهى با آنها همصدا شوند، موجب نمىشود كه انسان اين مسؤوليت عظيم الهى را از ياد ببرد. ما به قيامت و سؤال الهى و مؤاخذهى الهى اعتقاد داريم؛ مؤاخذهى زيد و عمرو اهميتى ندارد.
بيانات در ديدار اعضاى ستادهاى نماز جمعهى سراسر كشور 05/05/1381
در هر نوبت از انتخابات رياست جمهورى - البته انتخابات ديگر نيز همينطور است؛ منتها انتخابات رياست جمهورى مهمتر است - بوقهاى تبليغاتى دشمنان پيشاپيش مشغول سمپاشى و آلوده كردن و زهرآگين نمودن فضا مىشوند تا شايد بتوانند به انتخابات لطمهاى بزنند. شما و همهى ملت عزيز ايران بدانيد - و مىدانم كه مىدانيد - دشمن چشم دوخته است كه انتخابات رياست جمهورى، انتخابات بىرونقى شود. براى آنها اين مهم است. در درجهى اول، دشمن مايل است كه انتخابات بىرونق شود - البته در درجهى دوم ممكن است كسى را بر كسى ترجيح دهند؛ اما آن درجهى بعدى است؛ نقطهى مقابل آن، براى دلسوزان نظام و شخص اينجانب، در درجهى اول اين مهم است كه انتخابات، انتخابات پررونق و پرشورى شود و آحاد عظيم مردم، شركت در انتخابات را وظيفهى خودشان بدانند.
بيانات در جمع كثيرى از مردم استان گيلان در استاديوم شهيد عضدى شهرستان رشت 11/02/1380
چند كشور در دنيا هستند كه اينها ادعاى اسلاميت دارند؛ اما در راديوهاى بيگانه، در تبليغات استكبار جهانى و امپراتور تبليغى دنيا هيچگاه شنيده نشده است كه آن كشورها را به خاطر مسلمان بودنشان سرزنش كنند. ايران اسلامى از روز پيروزى انقلاب به اين طرف، به خاطر مسلمان بودنش، در تمام بوقهاى تبليغاتى، مورد حمله و سرزنش و تهمت و افترا و بدگويى قرار گرفت. اگر در راهتان صادق باشيد، اين صدق شما در راه خدا، حتما دشمنى دشمنان خدا را جلب خواهد كرد؛ اما اگر ايستادگى كرديد، پيروزى شما بر آنها هم قطعا تحقق پيدا خواهد كرد. همهى اينها وعدهى خداست. يك ملت هرچه قدرتمند باشد، هرچه ثروتمند باشد، اگر اختلافات در بين آحادش ريشه گرفت و آتش اختلافات مشتعل شد، بدبخت و بيچاره خواهد شد. اختلافات كه گفته مىشود، مقصود اختلاف سليقه نيست. اختلاف سليقه هست. اگر اختلاف خط، اختلاف جهت، اختلاف مذاق باشد، اشكالى ندارد. اختلافات، يعنى درگيريهاى سياسىاى كه فضا را متشنج مىكند. اينكه من گاهى از بعضى از روزنامهها گله مىكنم، به اين خاطر است. فورا بعضيها فريادشان بلند نشود كه «آزادى» محدود شد؛ نه. براى شعار آزادى ما بارها جان خودمان را در معرض مرگ قرار دادهايم! كسانى كه اهل دينند، بيشتر از همه از آزادى دفاع مىكنند. بنابراين، بحث «آزادى» نيست؛ بحث اين است كه از اين آزادى كه وجود دارد و از اول انقلاب هم وجود داشته است، كسانى براى متشنج كردن فضا استفاده نكنند. انسان وقتى بعضى از روزنامهها را نگاه مىكند، مىبيند كأنه اين عنوانهاى درشت را طورى انتخاب كردهاند، براى اينكه يك گروه را به جان يك گروه ديگر بيندازند! اين نقش همان بوقهاى تبليغاتى است؛ اين بد است. روزنامهها بايد كارى كنند كه دلها را به هم نزديك نمايند؛ جناحها را به هم نزديك نمايند. اگر جناحهاى سياسى و گروههاى سياسى واقعا معتقد به يك مبنا و اصلى هستند، بايد سعى كنند كه هرچه ممكن است، در عمل، خودشان را به گروههاى رقيبشان نزديك كنند، با هم مهربانى كنند، قضاياى گوناگون را با هم حل كنند؛ نه اينكه اختلافات را همينطور دائم موج بدهند، اوج بدهند، بزرگنمايى كنند، بنويسند و بگويند.اين فضا را متشنج خواهد كرد. مردم عادى كه اكثريت مردم اين كشورند، اصلا توجه و اعتنايى به اين جناحبنديها و خطبازيها ندارند؛ ولى دلشان مىشكند كه ببينند در بالا رؤسا و مسؤولان كشور با هم اختلاف دارند و با هم بدند. اگر بگويند عقيدهشان دوتاست، باشد، چه اشكالى دارد؟ اين آقا عقيدهاش اين است، آن آقا عقيدهاش آن است؛ چه اشكالى دارد؟ اين آقا عقيدهى خودش را بگويد، آن آقا هم عقيدهى خودش را بگويد؛ مانعى ندارد. اما اگر با هم دشمنى كنند، بخواهند زير پاى هم را خالى كنند، دائم عليه هم حرف بزنند و بدتر از همه فضا را متشنج كنند كه آه، الان دعواست، چنين است، چنان است، اين درست همان نقشى است كه بوقهاى تبليغاتى خارجى و راديوهاى خارجى - كه اگر كسى گوش كرده باشد مىداند - ايفا مىكنند؛ يعنى به جان يكديگر انداختن دستجات مختلف.
خطبههاى نماز جمعهى تهران 04/10/1377
اين كارى كه در انتخابات انجام گرفت و اين رأى بالايى كه در اين انتخابات داده شد، دشمن را، بيگانه را و تحليلگر خصم و مغرض را حيرتزده كرد. اينها با خودشان حساب كرده بودند كه حداكثر چهار، پنج ميليون نفر بر اثر تبليغات و گفتن، پاى صندوقها خواهند رفت و مجلس خبرگان بىپشتوانه خواهد شد. بعضى گفتند چهار ميليون، بعضى گفتند پنج ميليون، بعضى گفتند شش ميليون، بعضى گفتند هشت ميليون؛ اما هيچكس فكر نمىكرد كه در اين انتخابات نسبت به انتخابات دورهى قبل، پنجاه درصد آراى مردم بيشتر باشد. حدود هجده ميليون نفر از مردم بروند به كسانى رأى بدهند كه نه منتظرند برايشان جاده بكشند و نه منتظرند برايشان آب و برق ببرند؛ فقط بر اثر انگيزهى معنوى و به سائقهى احساس تكليف؛ فقط بهخاطر اينكه كشورشان را مىشناختند؛ فقط بهخاطر اينكه اهميت مسألهى خبرگان و نقش آنها را مىدانستند. اين چيز خيلى عظيمى است. البته تبليغات دشمن سعى مىكند اين را كوچك نشان دهد. تبليغاتچى وظيفهاش همين است كه تبليغات كند. او يك چيزى مىگويد، اما محافل سياسى - آنهايى كه پشت اين بوقهاى تبليغاتى، مغزهاى متفكر محسوب مىشوند - مىفهمند چه اتفاق افتاد.
خطبههاى نماز جمعهى تهران 08/08/1377
اوضاع كشور در اين مقطع حساس، آن چنان است كه هر كشور و ملتى چنين وضعى داشته باشد و از چنين سرمايههايى برخوردار باشد، حق دارد كه به آيندهى خود، با اميدوارى منطقى و بجا نگاه كند. اولا در همهى حوادث و قضايا، نشانههاى لطف الهى و كمك پروردگار را مىبينيم. همين انتخابات سى ميليونى، مظهر لطف پروردگار به نظام جمهورى اسلامى بود. درست در همان هنگامى كه بوقهاى تبليغاتى از سوى كشورهايى كه مدعى دمكراسى هستند ادعا مىكردند كه ملت ايران از انقلاب و نظامش جدا شده و به آرمانهاى امامش پشت كرده است، ملت در صحنه حاضر شد و به عنوان عمل به تكليف و به وصيت امام، انتخاباتى با اين شكوه و عظمت به راه انداخت، كه ما از اول انقلاب، مانند آن را خيلى نادر داشتهايم.
بيانات در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى حجةالاسلام والمسلمين «سيد محمد خاتمى» 12/05/1376
از روزى كه حركتهاى اسلامى در دنيا شروع شده، حركت استعمارى تبليغاتى عليه جمهورى اسلامى و نظام اسلامى هم شروع شده است؛ يعنى همانطور كه جاذبهى حركت ملت ما، ملتهاى ديگر را به حركت آورد، كوشش استكبار اين است كه كارى كند كه يك ضد جاذبه درست شود. هر جا مردم، متحرك به حركت اسلامى و با انگيزهى اسلامى هستند، اين تبليغات بيشتر و غليظتر و همهجانبهتر است. عرض كردم، ما از دشمن توقع هم نداريم كه عليه ما تبليغات نكند. ما توقع نداريم كه دشمن به وجود يك نظام مردمى - به معناى حقيقى كلمه - اعتراف كند؛ اگر دشمن به اين معنا اعتراف نكرد، اين خلاف انتظار ما نيست. ما انتظار نداريم كه دشمن وجود خفقان و اختناق و انتفاء آزادى را در اين كشور ادعا نكند؛ بايد هم بگويد؛ جز اين انتظارى نيست. ما مىبينيم كه دشمن آنجا كه به حركت اسلامى مىرسد، چگونه بهطور بارز و آشكار، حقكشى و حقپوشى خودش را غليظتر از هميشه مىكند و شرم هم نمىكند!
در كشور ما بحمدالله از روز اول پيروزى انقلاب تاكنون، حضور مردم در ايجاد و پيشرفت اين نظام، و در تمهيد و وضع و اجراى قوانين، محسوس بوده است. در قوهى مجريه و قوهى مقننه و در قضيهى رهبرى، حضور مردم محسوس است. با اين كيفيت و با اين وضوح، ما در دنيا كشورى را كه مردم آن اينطور آزادانه و با ميل و با شوق و با احساس ايمان و با پشتوانهى دينى، حضورى همهجانبه داشته باشند، سراغ نداريم. يك چيز به اين واضحى را تبليغات دشمن انكار مىكند؛ ما غير از اين هم از دشمن انتظارى نداريم. امروز ما انتظار نداريم كه بلندگوهاى استعمارى به ما بدگويى نكنند؛ نظام را زير سؤال نبرند؛ نقاط منفىيى را كه وجود ندارد، ادعا نكنند؛ ضعفهايى كه به طور قهرى و طبيعى در هر كشورى هست و بسيارى از آنها متأثر از حضور ابرقدرتهاست، آنها را چند برابر نكنند؛ تعجب ما آن وقتى است كه دشمن بهجاى دشمنى، دوستى كند.
بيانات در ديدار با اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 12/12/1370
درست است كه ما بلندگوهاى قوى جهانى را كه در اختيار استكبار و رسانههاى صهيونيستى است، با آن عظمت و وسعت در اختيار نداريم و شبكههاى تبليغاتى آنها، بسيار وسيعتر از ماست و ما نسبت به آنها محدود هستيم؛ اما حقانيت ما موجب مىشود كه وقتى حرفى از زبان مسؤولان جمهورى اسلامى و ملت ايران صادر بشود، در دلهاى سالم و در سطح جهان، اثر مىكند. اين همه سعى كردند با تبليغاتى كه استكبار جهانى آن را هدايت و برنامهريزى مىكرد، وانمود كنند كه ملت ايران در مواجهه با كيد جهانى استكبار شكست خورده است. اين بىعقلهاى همسايهى ما در عراق هم باورشان آمد كه واقعا اين گونه است! به همين خاطر، در تبليغات خودشان همواره تكرار كردند و گفتند كه ما پيروز شديم! سعى كردند چهرهى فاتح به خودشان بدهند؛ ولى همهى آدمهاى منصف و سالم دنيا، حقيقت را فهميدند و دريافتند آن كسى كه در اين جنگ پيروز شد، ملت ايران بود و آن كسى كه شكست خورد، رژيم عراق بود.
سخنرانى در ديدار با اقشار مختلف مردم نايين و ابردهى خراسان و جمعى از خانوادههاى شهداى تهران، گرگان و چهاردونگه، اعضاى جمعيت هلال احمر، مسؤولان واحدهاى فرهنگى بنياد شهيد و خواهران دانشجوى دانشگاه اصفهان 29/06/1368